زين العابدين شيروانى

379

بستان السياحه ( فارسي )

داود و يادكار را امام حسين ع و مكه جمع است و هم‌كيشان خود را بار و بيكانكان را خوار كويند و در هنكام داخل شدن بطريقه ايشان يك عدد ؟ ؟ ؟ جوز و صد دينارى و مقدارى شيرينى بايد آورد و ريش تراشيدن و شارب چيدن و نماز كردن و روزه كرفتن كناه كبيره است و در عوض يك ماه روزه سه روز در موسم زمستان روزه كيرند و آن را صوم وصال كويند طايفهء علىاللّهى در ايران چند فرقه‌اند همكى ايشان مقتداى خود را سيّد كويند و سيّد خود را مظهر صاحب كرم دانند و احكام حلال و حرام بدست سيّد ايشانست آنچه فرمايد بدان عمل بايد كرد اكنون سيّد عبّاس در نواحى كرمانشاهان بر همه مقدّم و در نزد جميع فرق ايشان محترم است راقم از سادات علىاللّهى بسيار ديده و بصحبت ايشان مكرّر رسيده همكى ايشان منكر علم رسميند اكرچه حجاب در وى كرفتن در ميانشان نيست امّا فساد و زنا و لواطه در آنها به‌غايت نادر است و صلّى اللّه على محمّد و آله الطّاهرين ذكر غور ولايتى است معمور از خراسان و از مضافات مدينه هرات از اقليم رابع و در ميان جبال شامخه واقع دارالامارهء آن ديار آهنكران نام دارد و از قلاع آن ولايت يكى چنارانست كويند بعد از سليمان بن داود ع كسى بفتح آن قلعه دست نيافته در كتب اخبار آمده كه حاكم آنجا از اولاد ضحّاك بود تا زمان بهرام شاه غزنوى حكومت از آن سلسله خارج نبوده كويند هنكامى كه در جميع بلاد اسلام بامر معاويه سبّ و ناسزا بامير المؤمنين ع نمودند اهل غور قبول نكردند و حكّام بنى اميّه را نيز اطاعت ننمودند ملوك غور از آنجا ظهور نمودند و امير حسينى سيّد كه صاحب تصانيف كثيره بوده از آنجا بود ذكر غوربند قصبه‌ايست قريه مانند ميان جبال شامخه واقع و سمت غربى آن فىالجمله واسع است در چهار منزلى شهر كابل و شمالى آن اتّفاق افتاده و قرب هفتصد خانه در اوست و قراى به‌غايت خوب مضافات اوست آبش كوارنده و هوايش فرخنده باغاتش فراوان و غلّاتش ارزانست بيت بهشتى با طراوت سبز و خرّم * همه چيزش فراوان غير آدم مردمش اكثر طايفه افغان و قليلى فارسىزبان و همكى حنفى مذهب و در قراى آن جمعى سادات اماميّه‌اند راقم چند كاه در آنجا بوده و با خلقش معاشرت نموده ذكر غيلان طايفه‌اند از عرب و نام شخصى معتزلى نيز بود و هشام بن عبد الملك مروان بوى كفت از تو مسئلهء مىپرسم اكر جواب با صواب كوئى ترا بكذارم و الا بقتل آرم آنكاه پرسيد كه حقتعالى راضى است كه كافر ايمان نياورد و عاصى معصيت كند غيلان كفت راضى نيست هشام كفت پس كفر كافر و ظلم ظالم بىرضاى خداست غيلان كفت بلى چنين است هشام كفت بنابراين رضاى ايشان بر رضاى خداى تعالى غالب آمد غيلان كفت مرا يك روز مهلت ده تا جواب كويم هشام قبول نكرد و او را بقتل آورد كلشن بيستم در بيان حرف فاء بر ضمير صفوت تخمير طالبان خبر و بر راى قمر اعتلاى عارفان سير مخفى و مستتر نخواهد بود كه در حرف فاء آنچه بلاد و امصار مشاهده شده و از سيّاحان معرفت‌نشان استماع نموده مذكور مىنمايد ذكر فاس بر وزن پاس دار الملك مغرب‌زمين و مدينهء بهجت قرين است كويند در ارض مغرب از آن بزرك‌تر شهرى نيست پادشاه آنجا را مولا خوانند مردمش اغلب مالكى مذهب و قوم عربند ذكر فال مهمل آن مالست و آن قصبه‌ايست قريه مانند از قصبات فارس كويند قديم الايّام شهرى بوده و مرور ايّام او را خراب نموده از بلاد كرمسير فارس محسوب مىشود راقم نديده ذكر فارياب بلده‌ايست بهجت‌مآب از بلاد توران معلّم ثانى ابو نصر محمّد بن ترخان از آنجا ظهور نموده راقم نديده ذكر فارس قديم الزّمان از كنار فرات الى كنار جيحون طولا و از باب الابواب دربند الى ساحل عمّان صد و پنجاه فرسخ و عرضش صد و بيست فرسخ آن كشور مشتمل است بر بلاد قديمه و قصبات عظيمه و نواحى دلكشا و بلوك رغبت‌فزا و چمنهاى خوش و مرتعهاى دلكش و جنكلهاى پردرخت و مسالك بسيار سخت اكثر بلادش از اقليم سيّم و قليلى از چهارم و بعضى جزاير آن از اقليم دويّم جبال و تلال آن كشور با دشت و بيابان يكسان و برابر است ملوك پيشداديان آنجا را دار الملك نموده و ده نفر از ايشان مدّت دو هزار و پانصد و شصت و هشت سال سلطنت كردند و ملك فارس محتويست بر پنج كوره و چهارده بندر و شانزده جزيره اوّل كورهء اردشير و در اوست مدينهء شيراز و فيروزآباد دويّم كورهء اصطخر و در اوست بيضا درامجرد سيّم كورهء داراب‌جرد در اوست